ولایت فقیه

نظر علما و مراجع تقلید بزرگوار شیعه در مورد ولایت فقیه

نظر شهید اول درباره ولایت فقیه
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۸  

اجراى حدود و تعزیرات (احکام حکومتى)بر امام و نایب او گرچه نایب عام او وظیفه واجب است، و درعصر غیبت وظیفه واجب فقیه است که در صورت امکان، به اجراى آن‏بپردازد. و بر مردم واجب است تا از فقیه جامع الشرایط پشتیبانى کنند، و در صورت امکان از آنان که شایستگى براى‏اجراى احکام ندارند، جلوگیری نمایند، و نیز بر فقیه واجب است‏که در صورت امنیت، فتوا دهد، و بر مردم لازم است که در مرافعات‏و حل اختلاف‏هاى خود نزد فقیه جامع شرایط بروند.


محمد بن مکى دمشقى عاملى، معروف به شهید اول صاحب کتاب‏«لمعه‏» محقق و فقیه بزرگ شیعه در قرن هشتم، در گذشته سال‏786ه.ق . او در کتاب دروس این مطلب را مى‏نویسد .

شهید اول در سال 734 هجری قمری متولد شد و در786 هجری قمری به دلیل تعصبات کوردلانه با فتواى یک فقیه مالکى مذهب و تایید یک فقیه شافعى مذهب، به شهادت رسید.
کتاب هاى معروف شهید اول درفقه شیعه عبارت است از" لمعه" که در مدت کوتاهى در همان زندانى که منجربه شهادتش شد ، تالیف کرده است وعجیب اینکه این کتاب شریف‏را در دو قرن بعد فقیهى بزرگ به نام" زین الدین ابن علی ابن احمد جبعی عاملی" تشریح کرد که او نیز شهید شد و "شهید ثانی" لقب گرفت.
شرح لمعه تالیف شهید ثانی است که همواره از کتاب های درسى طلاب بوده واست. کتاب هاى دیگر شهید اول عبارت است از: دروس- ذکرى- بیان-الغیبه‏القواعد .
خاندان شهید اول،خاندان علم و فضل بوده و نسلهاى متوالى این شرافت را براى خود نگهدارى‏کرده‏اند، شهید سه پسر دارد که هر سه از عالمان و فقیهان بوده‏اند.همچنان که‏همسرش ام على و دخترش ام الحسن نیز فقیهه بوده‏اند و شهید،زنان را درپاره‏اى از مسایل،به این دو بانوى فاضله ارجاع مى‏ داده است.
شهید اول، یکى از فقهاى بارز و نامدار جهان تشیع به شمار مى‏آید که آوازه او،ازمرزهاى جغرافیایى مناطق اسلامى نیز بیرون رفته است و در مراکز علمى و حقوقى‏جهان،نام او آشنا و مطرح می شود .
شهید اول، محمد بن مکى بن احمد عاملى نبطى جزینى، نخستین شهید نامدار و بزرگوار از این سلسله نور و رحمت در این طیف و قشر است که شاید از نظر نداشتن‏همتا و نظیر در آن رتبه و منزلت،از نظر فقهى و علمى که او داشته است،او را «شهیداول‏» و نخستین شهید نامیده باشند و گرنه شهداى بسیارى از سلسله علما ، محدثین ودانشمندان داریم که شاید شهیدى که اول نامیده شده است،در هزارمین ردیف آنان‏ قرار گرفته باشد.
شهید اول از فخر المحققین اجازه روایتى نیزدارد که پشت کتاب ‏«القواعد» آمده است و صورت آن چنین است:
"امام علامه بزرگ افضل علماء و سید فضلاء، مولانا شمس الحق و الدین،محمد بن مکى بن محمد بن حامد مشکلات این کتاب را بر من خواند و من به او،روایت تمام کتابهاى پدر و تمام تالیفاتى که پیشینیان بزرگوار ما گردآورى نموده‏اند، براساس آن طرقى که به آنان منتهى مى‏گردد، اجازه دادم".
حوزه علمیه پربرکت ‏شهید اول بهره‏وران و شاگردان متعددى را پرورده است که‏ هر کدام سند اعتبار و حجت وقت در علم و عمل بوده‏اند.
شهادت شهید اول در روزپنجشنبه نهم جمادى الاولى سال‏786 ه.ق در عهد سلطنت ‏یرقوق، با فتواى قاضى‏برهان الدین مالکى و عباد بن جماعه شافعى، پس از تحمل یک سال حبس و زندان درقلعه شام،در دمشق صورت گرفت و با کینه‏ها و عداوت هاى دیرینه‏اى که از او داشتند، بدنش را به دار کشیده ، سنگسار کرده و مورد اهانتها قرار دادند.
شهید اول و دوم مرز اسلام و کفر را بر اساس اسلام و سنت معتبره رسول اکرم طوری ترسیم و تعیین می کنند که شیعه و سنی همگان با یک شناسنامه به نام اسلام و مسلمان شناخته و معرفی می گردند و کفار کاملا با شناسنامه دیگر.
شهید ثانی، پس از تحلیل دیدگاه ها برای تعیین مرز اسلام و کفر برای مسلمان خواندن آدمیان به شکافتن درون و عمق جان انسان ها و نیز عالم آخرت و جهان اخروی آنها کاری ندارد، بلکه مرز اسلام و کفر و معیار و ملاک مسلمانی را در یک سری هنجارها و باورها و سطوح آشکار شخصیت که در همین دنیا نمود دارند می داند و بر اساس آن برادران اهل سنت را چون شیعه مسلمان می خواند.
در سیره شهیدین رویکرد تعامل و شناخت به خصوص با برادران اهل سنت به طور کامل بازتاب دارد زیرا هر دو بزرگوار برای فراگیری علوم مختلف دینی تنها به اندوخته ها و دانش های عالمان شیعه بسنده نمی کنند بلکه از دانش دینی عالمان سنی نیز بهره می برند و مدت ها نزد شماری از آنان به تلمذ پرداختند.
هیچکدام از شهیدین در پی ادغام و تبدیل و تغییر یک مذهب به مذهب دیگر نبودند در مقابل بدنبال این بودند که در یک فضای سالم حقایق و واقعیات ، خوبی ها ، درستی ها و راستی های یکدیگر را ببینند ، درک کنند و احترام بگذارند و از انحرافات و تعصبات دوری گزینند تا در متن حیات اجتماعی و تعاملات انسانی هم گرایی و همیاری افعالی و اعمالی پر فروغ و عملیاتی گردد.
دولت اسلامی از نگاه شهیدین نه تنها اختیار دارد که موظف به ترویج دین و ارزش های دینی است . اجرای شریعت ، پاسداری از دین و مبارزه با بدعت ها ، شبهه ها و پاسخ گویی به پرسش ها از وظایف اصلی حکومت اسلامی است .
وجود این رویکرد درفتاوای شهیدین ، نشانگر بطلان نظریه بی طرفی است که با قرآن ، روایات ، سیره پیامبر (ص) و علی (ع) نیز سازگاری ندارد.